جهان عاری از اسلام

Wednesday، February 03، 2010

نامه سرگشاده جبهه مشارکت به صادق لاریجانی در باره اعدام رحمانی پور و علی زمانی


کلمه :جبهه مشارکت ایران اسلامی در نامه سرگشاده ای خطاب به صادق لاریجانی ، رییس قوه قضاییه با طرح سوالات هفت گانه در باره اعدام آرش رحمانی پور و محمدعلی زمانی ،نوشته اند :”شما نیک می دانید که حکم اعدام تنها حکمی است که در صورت اجرا غیر قابل جبران است و لذا قانونگذار عامدانه با طراحی بوروکراسی طولانی از صدور حکم تا اجرای آن کوشیده است تا امکان خطا در صدور چنین حکمی را به حد اقل کاهش دهد و لذا اجرای عجولانه حکم اعدام آقایان رحمانی پور و علی زمانی جای سوال و ابهام فراوان دارد.





به گزارش سایت نوروز متن کامل این نامه به شرح زیر است :

جناب آقای لاریجانی

رییس محترم قوه قضاییه

با سلام

خبر اعدام ۲ تن از زندانیان با اتهام محاربه موجی از حیرت و تعجب در میان شهروندان ایرانی را برانگِیخت و در زمانی که فضای سیاسی ملتهب کشور امیدوار به زدودن ابرهای تیره نفرت و کینه می شد این اقدام شائبه اثرپذیری دستگاه قضا را از تندروانی که ثابت کرده اند به هیج وجه خواهان آرامش فضای سیاسی کشور نیستند، تقویت کرد.

دستگاه قضا که به خاطر رفتارهای شبهه ناک و غیر قانونی خود در برخورد با نیروهای سیاسی خوشنام و خدوم که به ناحق و ظالمانه پس از انتخابات اخیر بازداشت و زندانی شده اند سخت در مظان اتهام سیاسی کاری و خروج از دایره عدل و انصاف قرار گرفته است اینک با صدور احکام شبهه ناک اعدام برای ۹ تن و اجرای عجولانه آن برای۲ تن دیگر بیش از پیش مورد سوال واقع خواهد شد.

حکم اعدام برای هر کسی که صادر شود مایه تاسف است فارغ از اینکه شخص مجرم واقعا مستحق چنین مجازاتی باشد یا خیر ، و ما بدون اینکه ذره ای قرابت فکری یا عملی با این افراد داشته باشیم امروز نگران آن هستیم که قوه قضاییه تحت تاثیر تریبونهایی که هر روز و شب فرمان خونریزی و اعدام بیشتر صادر می کنند قرار گیرد.

شما نیک می دانید که حکم اعدام تنها حکمی است که در صورت اجرا غیر قابل جبران است و لذا قانونگذار عامدانه با طراحی بوروکراسی طولانی از صدور حکم تا اجرای آن کوشیده است تا امکان خطا در صدور چنین حکمی را به حد اقل کاهش دهد و لذا اجرای عجولانه حکم اعدام آقایان رحمانی پور و علی زمانی جای سوال و ابهام فراوان دارد.

به هر حال اینک که این جوانان طبعا با توشیح جنابعالی اعدام شده اند لازم است برای روشن شدن اذهان عمومی که سخت ملتهب است و بخصوص طرفداران انقلاب اسلامی که چنین رفتاری را با اساس انقلاب مغایر می دانند جهت تنویر افکار عمومی و زدودن شائبه های موجود و خنثی کردن تبلیغاتی که اساس نظام را هدف قرار داده است و بیش از همه حیثیت خود قوه قضاییه را در معرض خطر قرار داده است به سوالات فراوانی که ایجاد شده است و ما بخشی از انها را بازگو می کنیم پاسخ دهید تا چنانچه صدور و اجرای این احکام منطبق بر قانون و عادلانه بوده است آرامش به فضای سیاسی باز گردد و چنانچه معلوم شود خدای ناخواسته این احکام نادرست بوده است از هم اکنون مشخص نمایید چه کسی مسولیت این فاجعه را خواهد پذیرفت تا دیگر نیازی به تشکیل کمیته های ویژه نظیر جنایت کهریزک نباشیم.

۱- آن افراد در چه زمانی دستگیر شده اند؟و علت دستگیری انها چه بوده است؟

۲-این افراد که طبق قرائن چند ماه قبل از انتخابات دستگیر شده اند با چه منطقی در دادگاه حوادث انتخابات شرکت داده شده اند؟ و اعترافات انها چه ارتباطی با انتخابات داشته است؟

۳- نحوه اخذ اعترافات از آنها چگونه بوده است؟و غیر از اعترافات چه مدارک مستند و محکمه پسندی در اثبات جرائم انها وجود دارد؟

۴-آیا مراحل قانونی دادرسی عادلانه در مورد انها رعایت شده است؟ آیا به وکیل تعیینی دسترسی داشته اند؟آیا وکیل انها توانسته است با آنها ملاقات کند؟ آیا فرصت کافی برای مطالعه پرونده به متهمان و وکلای انها داده شده است؟

۵-ایا ادعای موجود در مورد فریب متهمان توسط بازجویان و وعده سبک شدن حکم در صورت ارائه اعترافات ساختگی صحت دارد؟و اگر چنین باشد آیا اساس چنین دادگاهی مخدوش نمی باشد؟

۶-آیا اعتراف در دادگاه نمایشی با کارگردانی متهم اصلی جنایت کهریزک که خود مسئولان جدید قضایی از معترضین اصلی آن بوده اند می تواند به عنوان مبنایی برای صدور چنین احکام سنگینی قرار گیرد؟

۷-آیا حد اقل رافت اسلامی در مورد این متهمان و خانواده آنهایعنی امکان برگزاری آخرین دیدار آنها قبل از اجرای حکم فراهم شده است؟

جناب اقای لاریجانی

این سوالات و شاید دهها سوال دیگر که بی پاسخ مانده ، سبب شده است که افکار عمومی صدور و اجرای جنین احکامی را امری سیاسی و بدون منطق حقوقی و خدای ناکرده تحت فشارهای سیاسی و به منظور ایجاد رعب تلقی کنند .

جناب اقای لاریجانی

ما شائبه آنرا داریم که در صدور و اجرای این احکام اصول متعدد قانون اساسی و از جمله اصول۱۶۸ و ۳۲،۳۵،۳۸،۱۶۵ ِو بسیاری از مواد آیین دادرسی کیفری یکسره نادیده گرفته شده است و عدم پاسخکویی به این ابهامات سبب خسارات غیر قابل جبران برای کشور و نظام خواهد شد.

من انچه شرط بلاغ است با تو می گویم

تو خواه از سخنم پند گیر و خواه ملال

جبهه مشارکت ایران اسلامی

۱۰ بهمن




--

ariuo   ||  9:44 AM 


Monday، December 21، 2009

درگذشت آیت الله منتظری؛ پیام جمعی از مادران خاوران
پیام تسلیت مادر لطفی به خانواده آیت الله منتظری ومردم ایران

چنان با خوب وبد سرکن که بعدازمردنت عرفی
مسلمانت به زمزم شوید وهندو بسوزاند

آیت ا... حسینعلی منتظری درگذشت اینکه چند سال زیست ودرچه جایگاهی قرارداده شد چندان ازتلاش های بشردوستانه اونمی کاهد. آنچه اهمیت دارد ایستادگی او دربرابر مستبدین وستمگران چه درقبل وبعد ازانقلاب است که برهمگان آشکار می باشد.

هنوز از خاطر من ودیگرمادران خاوران نرفته که دردهه پنجاه آیت ا... منتظری وانوش ودیگر مبارزان آنسوی دیواری بودند که ماهمراه با خانواده آیت ا... به فروریختن دیوار جدائی ها می اندیشیدیم . دیوار جدائی دربهمن ۵۷ فروریخت . اما باردیگر فرزندانمان به حبس دیگری گرفتار آمدند .این بار موضوع دادخواهی فرزندان جان باختگان مان را با آیت ا.. آزاده ای که درحصر ناخواسته گرفتار آمده بود مطرح میکردیم ایشان با همه محدودیت ها حاضر به سکوت درمقابل کشتار فرزندانمان درسال شصت و هفت نشد .

من به نمایندگی ازسوی جمعی ازمادران خاوران درگذشت روحانی آزاد اندیش را به همسر وفرزندان فهیم وآگاه او تسلیت گفته وخودرا درغم ازدست رفتن این مبارز سرسخت وشجاع شریک می دانیم .

گرچه او ازهمه محدودیت ها ، آزادشد اما یاد وخاطره تلاشهای بشردوستانه او ازخاطر ما نخواهد رفت .

مادر لطفی وجمعی ازمادران خاوران
29/9/1388

ariuo   ||  7:14 AM 


Sunday، August 23، 2009

من هم اعتراف می کنم !
نوشین

ما ایرانیان مردم مقلدی هستیم، پیر و جوان هم سرمان نمی شود. و برای آن که از قافله علم و هنر هم عقب نیافتیم، این تقلید را بصورت علمی و هنری در آورده ایم، و برایش دستور زبان خاصی هم نوشته ایم ، و شگرد هایی هم داریم که مانند فوت و فن استاد می باشد، و راز آن را جز به فرزندان خلف خود، برای هیچ کس بازگو نمی کنیم.
می گویند این تقلید با آمدن اسلام به ایران و مخصوصاً پیدایش تفکر شیعه در ایرانیان رشد کرد، و چنان در میان ما جا افتاد ؛ که با خون عجین شود و با جان بدر رود!
تملق که جای خود دارد در تک تک سلول های بدن ما موروثی و نهادینه شده و از ما ملتی متملق ساخته است. دروغ که جنگ افزار باستانی ما است، و صد البته همه پیامبران ما از عجم و عرب آنرا تقبیح کرده اند.
حالا پس از انقلا ب سال پنجاه و هفت که یک موج روشنگری از گوشه و کنار برخاسته است ، عده ای معتقدند که این هنر نیز با آمدن اسلام به سرزمین ما در آمده است، و لی نمی دانم چرا زنده یاد داریوش کبیر، در کتیبه اش آن را پس از دشمن و خشکسالی در رده سوم قرار داده بود. تا نباشد چیزکی داریوش نگوید چیز ها!
از هنگامی که در خردادماه گذشته، در کشورمان ایران سرو صدایی برخاست و جنبشی بوجود آمد که همه جهانیان را غافلگیر کرد. خواب عمیق خارج نشینانی که در سواحل عافیت لم داده بودند نیز آشفته شد. همگی ذوق زده و بلکه جوّ گیر شدند. بوی خوش آزادی مقام ، قدرت ، پول و تریاک سناتوری فرد اعلا، با حُقه وافورهای ناصرالدین شاهی، همه را به وجد آورد و اعلامیه های بلند و کوتاه میهن پرستانه، و نامه های سر گشاده و ته گشاده، به تقلید از یکدیگر به چپ و راست صادر کردند.
خوب این روز ها نامه نوشتن هم مجانی شده و خدا پدر سازنده کامپیوترو ایمیل را بیامرزد که همه را از پرداخت پول کاغذ، پاکت و تمبر معاف کرد ه است، و مهم تر از آن، دیگر نیازی هم نیست که تا اداره پست سر محل بروند، چون ممکن است در طول راه جان شریف این مبارزان راه آزادی که در بالا به تفصیل عرض شد بخطر بیافتد، و خدای ناکرده بلایی به سرشان بیاید و ناکام از دنیا بروند. چون پس از سرنگونی رژیم آخوند ها بی تردید از صادرات دختران زیبا روی ایرانی به خلیج فارس جلوگیری خواهد شد، و بالاخره باید کسانی که سال ها در خارج از کشور مبارزات اینترنتی انجام داده اند، و از تجربه سیاسی و وزارت و ریاست و مدیر کلی و برخوردار شده اند، پاسخگوی اقلام مازاد درون کشور باشند، که سالیان دراز در آرزوی آن حسرت کشیده اند.
پس از رجز خوانی های سیاسی و فراخوان نامه ها و نامه های بی سرو ته گشاده ای ، مانند نامه های " استاد پشم الدین جفا " و استاد " قولدنگ فرصت طلب زاده" و دیگر استادان و مبارزان و وارثان کفش و کلاه ، اکنون که دادگاه فرمایشی اسلامی در تهران در جریان است و متهمین که خود از فرزندان انقلاب هستند، زیر بار مهر ورزی اسلامی به رکوع و سجود رفته اند ، و هر یک بر دیگری پیشی جسته و دست به افشاگری و اعتراف می زنند. من هم که در خارج کشور نشسته ام برای همدردی و تقلید از آنان می خواهم اعتراف کنم.
من اعتراف می کنم که در انقلاب مخملی علیه رژیم مقتدر اسلامی شرکت داشته ام. ولی مخمل من رنگش آبی بوده است. من رنگی برای انقلاب مخملی در نظر نداشتم، چون سال ها است که به بیماری کوررنگی چشم دچار شده ام، و همه رنگ ها را سیاه و سفید می بینم، این مخمل را خانم از بازارچه ای که هفته ای سه بار در محل ما برپا می شود متری نیم دلاراز مسیو ژاکوب ( یعقوب) که هرهفته بساط تکه فروشی راه می اندازد خریداری کرد. اولش قصد انقلاب مخملی نداشتم و خانم سه متر از این پارچه را خریده بود که رومبلی خانه را که کهنه شده بود عوض کند، من پرسیدم متری چند خریدی گفت ارزان خریدم و پرسیدم چه رنگی است، خانم گفت رنگ آبی سلطنتی است. گفتم عجب این مسیو ژاکوب هم سلطنت طلب است؟ باز هم از این پارچه ها دارد ؟ خانم گفت برای چی می خواهی ؟ این بجز رومبلی بدرد کار دیگری نمی خورد. گفتم شما کاری نداشته باش، هفته بعد با هم برویم بازارچه یک توپ بخریم حتماً ارزانتر هم حساب خواهد کرد. هر چه باشد پدران این مسیو ژاکوب به کورش کبیر بدهکارند، و حالا می توانند کمی از بدهیشان را به فرزندان کورش باز پرداخت کنند. خانم که از این چیز ها سر در نمی آورد با غرولند رفت تا نماز ظهر و عصر را با هم بخواند.
پس از نماز آمد و پرسید حالا می خواهی با یک توپ مخمل چکار کنی؟ گفتم خودت جواب خودتو دادی ، می خواهم توپ در کنم!. خانم خندید گفت برو جانم خواب دیدی خیر باشه، آن موقع که توپ و تفنگ دستتان بود هیچی در نکردید، حالا تو دیار غربت یاد بازار مسگر ها افتادی! از قدیم گفته اند؛ لاف در غربت و گوز! در بازار مسگر ها صدا ندارد. گفتم حالا خواهی دید. بزودی به ایران بر می گردیم و شما هم دیگر نگران سر برج نخواهی بود. خانم از خنده ریسه رفت و گفت با توپ مخمل!؟ خانم پرسید؛ حالا اداره سوشیال پول این برج را ریخته است که می خواهی ولخرجی کنی ؟ گفتم بله دیروز از بانک پرسیدم گفتند ریختند.
بله من اعتراف می کنم که سال ها است، یعنی از زمانیکه به خارج پناهنده شدم، علیه جمهوری اسلامی در همه توطئه ها شرکت داشتم، و با سازمان های جاسوسی آمریکا و انگلیس رابطه داشتم، پول هم می گرفتم ، یواشکی به حسابم در بانک سویس می ریختند. روسها هم چند بار به من چشمک زدند، ولی راستش من چون هنوز نماز روزه ام را ترک نکرده ام نمی خواستم با این کافر های عرق خور و کالباس خور، هیچ رابطه ای داشته باشم، و در ضمن پولشان هم روبل بود و نمی شد مثل دلار و پاوند به سادگی خرج کرد . خانم که اصلاً با اینا میانه اش جور نیست میگه بوی خوک میدن ، خانم میگه فرانسوی ها شیک ترولی خیلی گدا هستند. اسرائیلی ها هم که از خودمون هستند و هنوز هم مدیون کورش کبیرند، و خیلی برای ایرانی ها دل می سوزانند ، و مرتب مرحوم هایده را به اونجا برای کنسرت دعوت می کردند.
من اعتراف می کنم که در همه گروه های اپوزیسیون، البته بهتر است بگویم قمپوزیسیون عضو بودم و هر جا آش بود من هم فراش بودم. و آنقدر در عمرم خیانت کرده ام که بهتر است اسم و فامیل خودم رو " خائن خیانت زاده " بگذارم.
من اعتراف می کنم که قرار بود با آقای موسوی انقلاب مخملی را بیاندازیم . آقای موسوی یک ایمیل به من زد و گفت بیا با هم انقلاب مخملی راه بیندازیم ، گفتم مهندس جان این کار ها خرج داره از کجا هزینه خرید مخمل را بیاوریم، گفت نگران نباش آقای هاشمی هم پشت قضیه است! منظورش همان آقای رفسنجانی است. خودمونی ها بهش می گند آقای " هاشمی " و گفت آقای کروبی هم از زمان امام تا حالا حق امام رو به جیب میزنه و پول زیاد داره، ولی دلش نمی آید خرج کند . فقط یک قلم سیصد میلیون از شهرام جزایری حق امام گرفت ! خلاصه آمریکایی ها هم یک بودجه بکلی سری! حول و حوش هفتاد و سه میلیون و دویست و هشتاد هزاردلار، در نظر گرفته اند که در ایران انقلاب مخملی راه بیاندازند. اونا هم یک قول هایی داده اند و گفتند باید ببینند کار ها چه جوری پیش خواهد رفت، و بعد سر کیسه رو شل خواهند کرد. گفتم باشه من هم میروم دنبال خرید مخمل ببینم چه می شود. گفتم مخمل های خارجی بهتر از این مخمل های چینی و روسی است....
دنباله اعترافات در روز های آینده

ariuo   ||  12:03 PM 


Sunday، August 16، 2009

آنچیزی که بیشتر زیبنده ملا جماعت است تا مردم ایران !!
دوستانی که سن و سا لی از آنها گذشته است ، با مرور در ذهن خود و یادآوری برخی
وقایع وحشتناک و جنایت باراوایل حکومت ملاها به جواب سوالاتی را که در مورد
عملکرد جانیا ن رژیم جمهوری اسلامی که در حواد ث اخیر انجام داده اند ، خواهند رسید.
اما نکته قابل توجه برای آندسته از دوستان جوانی که دوران اوایل حکومت ملایی را ندیده
-اند ومایل هستند ملا جماعت و مسلمان جماعت را بیشتر بشناسند اگر به آرشیو عملکرد
سرتاسر سیاه رژیم جمهوری اسلامی نگاهی بیاندازیم ،رکورد برخورداری از ننگ و شرم
ابدی تاریخ را صاحبان افکار اسلامی دوباره تصاحب کرده اند .
در دوران خمینی ، دختران بیگناه و پاکدامنی که به جرم هواداری از یک سازمان سیاسی
خاص و یا به علت داشتن افکار سیاسی مخالف با رژیم ، به فتوای خمینی کاملا مسلمان !!
که وی این فتاوی را از بطن احکام اسلام ناب محمدی استخراج کرده بودند و هدفی غیر از
رضایت الله تازیان و اجرای سنت محمد پیامبر تازیان نبود ،به اجرا گذاشتند.!!
دختران دستگیر شده و زندانی مخالف ، که به حکم بیدادگاه رژیم به اعدام محکوم شده
بود ند ، بر طبق فتوای اسلا می ( وخمینی ) این دختران بد بخت را قبل از اعدام ا ذ له
بکارت می کردند (*)
نکته جالب اینکه در آن زمان هم خمینی بود هم خامنه ای هم رفسنجانی هم کروبی وهم خاتمی
وهم میرحسین موسوی و... در اوج قدرت شیطانی خود بودند و فرمان می راندند و از نکته به
نکته قضایا و فجایح که اتفاق می افتاد ازنزدیک خبر داشتند وچه بسا پای حکم اعدام جوانان
ایرانی ، امضاء همه این آقایا ن موجود میباشد.
بنابراین قضیه تجاوز به دختران و پسران دستگیر شده که در جریان اعتراضات گسترده مردم بر
علیه رژِیم جمهوری اسلامی انجام یافته ، جنایت تازه ای نبوده که در طول دوران غصب ایران
برای اولین بار توسط رژیم و جانیان آنهاانجام گرفته ، بلکه لوث شدن این جنایات مستمر رژیم
که در طول حکومت اش برمردم ایران انجام داده ، حکا یت چگونگی افکار حاکمیت ملایی بر
مردم ایران میباشد ، که البته دیر به اطلاع وآگاهی مردم دنیا رسیده ، تا تمام مردم دنیا شیوه های
حکومت اسلامی و غنای آموزه های اسلامی را بهتر بشناسند.
و این موضوع بایستی از چند بعد بررسی شود :
اولین نکته مهم این است این جنایت بر تمام مردم دنیا انجام یافته نه فقط به ملت ایران و آمران و
عاملان که این جنایت علیه بشریت را انجام داده ا ند با دقت و کار کارشناسی و با بررسی
شناخت و روحیات مردم ایران دست به این جنایت زده اند.
دومین نکته مهم آسیب دید گان این جنایات با توجه به فرهنگ مردم ایران در شرم وحیاء خو د
اسیر گشته و گوشه کنج و عزلت انتخاب می کنند یعنی این جنایات بایستی از دید مردم ایران
بررسی گردد نه از چشم و نگاه دیگرملت ها(مردم برخی از کشور ها به راحتی می توانند حتی
در جلوی دوربین مخاطب به هزاران و میلیون ها نفراعتراف کنند که مورد تجاوز و آزار جنسی
قرار گرفته اند ) بنابراین انتخاب این جنایت توسط رژیم علاوه بر نشان دادن خلق خوی متوحش
مسلما نی رژیم ، که حاضرند برای دوام و بقاء عمر ننگین حکومت خود دست به هر جنایتی بزنند ،
بنابر این , نوع و نحوه جنایت فوق حساب شده و آگاهانه میباشد.
نکته سوم به خوبی نشانگر ماهیت اصلی و ذاتی ملاها و مسلمانان را بیان میکند ، آموزه ها و
تعالیم که اسلام به اینها ( مسلمانان ) یاد داده ، در حد تجاوز و قتل و دزدی مال مردم و... بوده
و نه بیشترو درنهایت رژیم بی حیا و بی آبروی ملایی وقیحانه به صورت مردم نگاه کرده واز
جمله ها و ادبیات اخلاق اسلامی در سخنانشان استفاده می کنند و زنا و لواط را گناه کبیره
می دانند (**).
در اصل رژیم جمهوری اسلامی و عاملان این جنایت علیه بشریت بخوبی آگاهی داشتند که هیچ
یک ازآسیب دیدگان این جنایت بخاطر آبروی خود هرگز از دست این جنایتکاران مسلمان شکایتی
نخواهند کرد و البته اگر شکایتی هم بخواهند بکنند با چه تضمین جانی و به کجا و از دست چه
کسانی به چه کسی شکایت کنند؟.... نکته مهمی میباشد که از دید صاحب نظران پنهان نخواهد ماند.

****************************
(*): بر طبق این فتوی و حکم اولیه اسلامی ، اگر دختری به جرم دشمنی با الله محاکمه شود و
به اعدام محکوم شود قبل از اعدام به خاطر اینکه این دختر پاک دامن و باکره می باشد ، بنابر
این اگر دختری باکره اعدام شود آن دختربه بهشت می رود و با تو جه به تفکرات باطل تازیا ن
و مسلمانان که به گذشته های جهالت اجداد تازیان و چگونگی آموزه های اساسی اسلام پر مدعا بر
می گردد به حکم صریح اسلا م وتایید به اصطلاح فقه های کیش اسلام دختر یا دختران بدبخت
را قبل از اعدام ا ذ له بکارت می کردند . رجوع شود به احکام اولیه اسلام(*)
(**):چنانچه در تاریخ اسلام حتی در زمان حیات محمد گرسنگان و متوحشان مسلمان هنگامی
که به منطقه ای یورش بردند در صورت پیروزی در آن نبرد زنان و دختران و پسران جوان
جزء غنایم جنگی بوده و نکته جالب اینکه در تاز نامه( قرآن ) و یا توصیه های خود محمد در
قالب حدیث ها و روایت ها زنا و لواط را جزء گناهان کبیره دانسته و برای آن داستان های از
احوال اقوام پیشین که علت نابودی آن قومها را گرویدن به زنا و لواط بیان میکند ، آورده .
و جالب آنکه خود محمد بدست یکی از این زنان که مسلمانان شوی و پسرش را در مقابل
دیدگانش کشته بودند ، برای گرفتن انتقام وبا سود جستن از وجاهت وزیبای خود ، ضعف
اراده محمد ، محمد آن زن زیبا روی را جزء غنیمت خود درآورد و زن در اولین فرصت
بدست آمده با ریختن زهر به غذای محمد وی را مسموم وپس از سه روز محمد پیامبر تازیان
بر اثر این حادثه مرد!! نه بر اثر کهولت سنی!!(**)
(***) : درسالهای 1359- 1358 روبروی محل فعلی استانداری آذربایجانشرقی، اداره
پست سابق و بنیاد شهید قرار داشت و البته داخل این نهانخانه به اصطلاح بنیاد شهید ،
حکایت ها و گفتنی های زیادی وجود دارد که بایستی نسل جوان با آن آشنا بشوند در این
محل بنیاد شهید زندانهای انفرادی زیادی وجود داشتند که در جریان قیام خلق مسلمان تبریز
به هواداری از آقای شریعتمداری افراد با آبروی زیادی را در آن مکان ها بی آبرو کردند
یا درخیابان دانشسرا نرسیده به میرزا رضا دالانی محل سابق رادیو تبریز ( آسلانسیا ) که
در اختیار بنیاد شهید بود ودر این مکان چه جنایت هایی که انجام نشده چه جوان هایی را که
درآنجا به تیر نبستند چه بانوان پاک دامنی که فقط به جرم بیرون گذاشتن چند تار موی سر
از روسری توسط یونس اصمعی ها در آنجا بی آبرو نشده اند یا در محل فعلی بیمارستان
چشم علوی محل سابق حزب رستاخیز که در آن زمان محل تجمع افراد حزب خلق مسلمان
بودچه خانواده های را به گلوله نبستند و چه دختران نامزدی را که به جرم اینکه پدر یا برادر
وی طرفدار شریعتمدار بود ، به حکم سید حین موسوی تبریزی که بیشتر با مجید کوزه گر
معرف مردم تبریزمیباشند !!! در پیش چشم صدها نفر مورد تجاوز قرار گرفت یا آخر
لاله زار که محل فعلی سمعی بصری سپاه می باشد و..... (***)

ariuo   ||  12:23 PM 


Thursday، July 09، 2009

پیام شاهزاده رضا پهلوی به مناسبت سالگرد جنبش ۱۸ تیر

پیام رضا پهلوی به مناسبت سالگرد جنبش ۱۸ تیر
چهارشنبه 17 تير 1388

به نام ایران و به نام ندای آزادی ایران

از خداوند بزرگ سپاسگزارم که به این سرزمین جوانانی عطا کرده است، که هم خردمندند، هم دلیر، هم تشنۀ آزادی اند و هم جویندۀ راستی و حق. از پدران و مادران ایران زمین از ژرفنای وجودم سپاسگزارم که در سیاه ترین دوران ها، روشن اندیش ترین فرزندان را پرورده اند.

هم میهنانم،

ده سال پیش از این، در ۱۸ تیر ۱۳۷۸، تاریک اندیشانِ چیره بر میهن، فریاد آزادی خواهی و حق طلبی جوانان ما را به وحشیانه ترین وجه سرکوب کردند. در آن روزها، سردمداران رژیم، چون همۀ ستم گران تاریخ، براین خیال باطل بودند که با خشونت کور می توان «خواست معطوف به آزادی» را نابود کرد. امروز اما جهان شاهد این است که آن «فریاد بزرگ»، نه تنها نمرده است، بلکه هزاران بار زنده تر از پیش، در آسمان ایران زمین طنین افکن شده است.

دانشجویان، کارگران، آموزگاران، روحانیان و سپاهیان ایران زمین!

«ارزش های جهان شمول» چون «آزادی وجدان»، «برابری زن و مرد» و «حق آزادی بیان»، ارزش هایی «فراملی»، «غیرنسبی» و «جاودانی» اند که هرگز نمی توان سرکوب شان کرد. از این رو دیری نخواهد گذشت که ما ایرانیان نیز، با یاری و همدوشی یکدیگر، چون دیگر ملت های آزاد جهان، یکایک این «ارزش های بنیادین» را در چارچوب یک «قانون اساسی نوین»، پایۀ زیست سیاسی قرار خواهیم داد.

ایرانیان، نبرد امروز ما با این حکومت «ستم گر»، جز برای «آزادی» و «مردم سالاری» نیست. روشن است که این نبرد، که نبردی است به دور از خشونت و مبتنی بر والاترین ارزش های انسانی، برای ابراز وجود خود نیاز به جواز ندارد.

هم میهنانم،

شما با اعتراض های متمدنانه و پیوسته اتان به جهان نشان دادید که برای «حکومت کودتایی» حقانیتی قائل نیستید و دولت زورمدار و مردم ستیزی را که «تقدس صندوق رای» را لگدمال کرده است، به رسمیت نمی شناسید.

با در نِگر گرفتن همۀ این امور، آشکار است که هرگونه راه پیمایی و دادخواهی، که بنا بر «روح تمدن پر شکوه ایرانی» مسلما به دور از هرگونه خشونت خود خواسته انجام می گیرد، نیاز به مجوز از هیچ نهادی ندارد.

و در اینجا، من، به مسئولان درجه اول این جمهوری ضد اسلامی و ضد ایرانی گوشزد می کنم که مردم ایران زمین، به عنوان یگانه مالکان این آب و خاک، مجاز و مختارند که تا رسیدن به آزادی کامل، در هر نقطه از سرزمین خود و در هرگاه که خود مایلند و تشخیص می دهند، به خیابان ها و میدان ها آمده، دست در دست، و دوش به دوش یکدیگر، صدای دادخواهانۀ خود را به گوش جهان برسانند. به خود آیید، دست از ویرانی برکشید، فریاد آزادی را بشنوید، و از سر راه مردم کنار بروید.

ایرانیان، پایداری و همبستگی میلیونی شما مافیای حکومتی و دستگاه های سرکوبگراش را به هراس انداخته است. حکومت اسلامی امروز در بدترین شرایط روحی به سر می برد، در حالی که پیکار هوشمندانۀ ملی در آستانۀ فازی نوین قرارگرفته است.

هم میهنانم، امروز پیکار ملی می رود تا در این فاز نوین، فرای راه پیمایی های خیابانی و شعارهای شبانه، سلسله اعصاب رژیم را نیز هدف قرار دهد. فازی که در آن، هسته های مقاومت مردمی در سراسر کشور و در میان همۀ طیف های اجتماعی تشکیل شده و مبارزه، از طریق انجام اعتصابات سراسری، گام به گام، تا فروپاشی کامل و نهایی رژیم و برافرازی یک حکومت مردمی، قانونی و مدرن، به پیش برده می شود. من، برای رسیدن شما به این هدف عالی و غرورآفرین، با تمام توان با شما خواهم بود.

خداوند نگهدار ایران و ایرانی باد

رضا پهلوی

ariuo   ||  9:51 AM 


Saturday، June 27، 2009

خلاصه گزارش چتم هاوس




چتم هواس مؤسسه ایست پراعتبار که نتایج ارا ئه شده تحقیقات آن در مورد مسائل گوناگون بارها در آژانس های خبری جمهوری اسلامی ایران منعکس شده است. مطالعه خلاصه شده آن مسائلی را مطرح میکند که بطور واضحی نشان میدهد که حقوق ملت ایران چه لر وچه تهرانی ، خوزستانی ویا آذربایجانی زیر پا گذاشته شده.

تحقیقات دانشگاه کلمبیا که آقای احمدی نژاد در آن سخنرانی کرده اند از طریق دیگری ولی کاملاً علمی ثابت کرده است که: تمام اين موارد به وقوع يک تقلب بزرگ و سازمان‌يافته اشاره دارند و بسياری از صاحبنظران احتمال می دهند که نتايج آرا به شکل پنهانی توسط وزارت کشور دستکاری شده است. البته علاوه بر شواهد مطرح شده ما می توانيم بر اساس جمع‌بندی و تحليل سيستماتيک از ارقام وجود تقلب را ثابت کنيم

بالای صد در صد آراء در استانهای یزد و مازندران و 90 در صد به بالا در چندین استان دیگر نه از نظر تاریخی ونه از نظر آماری ممکن است و باعث بر محالات شده بگونه ای که آقای احمدی نژاد حتی آرای اصلاح طلبان را هم بدست آورده اند. این در زمانی ایست که وزارت کشور و شورای نگهبان اعلام کردند که بیش از سه میلیون رأی اضافه وجود دارد ولی شورای نگهبان و رهبری با وجود چنین اهمالکاری هنگفتی ، از نظر قضائی اثر جرمی که واضح است و قطعاً نشانه به ساختن و و پرداختن بیشتر میدهد مثل همیشه دلیل میآورد که لزومی به ابطال نیست بمانند اینکه بگویند دزد را گرفته ایم میدانیم دزد است ، ولی دلیلی به محاکمه دزد نیست.
ملتی میگویند ما به عنوان اصلاح طلب و طرفداران اصلاح طلبان یا در مخالفت با آقای احمدی نژاد به ایشان رأی نداده ایم ، کارشناسان ایرانی و خارجی همه میگویند آرای ایشان ممکن نیست. زمانی که یک سازمانی و یا شورائی حقوقی به مانند شورای نگهبان نادرستی در یک حرکت و حقوق ملی میبیند آثار جرم را باید دلیل بداند و انحلال انتخابات را اعلام کند و یا حداقل تحقیقات حقوقی گسترده ای را شروع کند . آیا بیشتراز سه میلیون رأی اضافی کافی نیست . ولی از شورای نگهبان انتظار داشتن ،در شرایطی که خود را گذاشته اند، بمانند انتظار عدالت از شریک جرم است. آقایان که فقیه وحقوقدان هستند می دانند بی عدالتی چه نتایج وخیمی به بار خواهد داشت

حفظ حقوق اولیه یک ملت باعث برحفاظت در ثروت ملی و اموال عمومی و مملکتی میشودکه بر اساس قانون اداره میشود. چوب بی قانونی گریبان دولتی را میگرد که در ادعا با فساد، گسترده ترین فساد اداری را در تاریخ ایران نوین را باعث شده. ما نه بره هستیم نه مقلد از حضور حق منبع حقیقت مطلق، جانمان امکان به سرور وسروش یافته است. ممکن نیست به این حکومت اجازه بدهیم حقوق ما را اینچنین ضایع کند. جان از اوست حق از اوست از او آمده ایم وبه او رجوع خواهیم کرد .انا لله و انا اليه راجعون. بار دیگر مسئولین امر را به هوشمندی دعوت میکنم.ما نه خیال انقلاب داریم و نه خیال مبارزه مسلحانه. چرا میگذارید برای حفظ مدیر نالایقی مثل آقای احمد نژاد کار به اینجا بکشد. چرا در واقیعت فرزندان نزدیک به انقلاب و امتحان پس داده شک دارید . بر کدامین پایه خواهید ایستاد که مافیای قدرت و فرصت طلب آقای احمدی نژاد آنرا به لجن نکشاند .

. هم وطنان گرامی صدای ندا بمانند موجی الهی سراسر گیتی را در بر گرفته است. بگذارید حیات معصوم و فرشته وارش در ما ریشه های ایستادگی و اتحاد را جاودانه بگونه ای بدمد که حکومت حس کند ما هرگز ، لحظه ای از حق خود نخواهیم ،فرزانه و پرخرد بی باکیم ، روحمان جاودانه راهمان عشاقانه و در کنار استقامت قهرمانانه سید موسوی با هوشمندی وحرکتی مسالمت آمیز فصل دیگری را در تاریخ آزادی طلبی کشورمان بازخواهیم کرد.
درود بر شما برگزیدگان پر افتخار ملت ایران


--------------------------------------------------------------------------------

خلاصه گزارش چتم هاوس


چتم هاوس، موسسه غیر وابسته امور بین الملل بریتانیا در گزارشی به تحلیل نتایج دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران بر مبنای آمار اعلام شده از سوی وزارت کشور پرداخته است.

این گزارش به سرپرستی علی انصاری، مدیر مرکز مطالعات ایرانی دانشگاه سنت اندروز و با همکاری دانیل برمن و توماس رینتول از همین مرکز تهیه شده است.

این گزارش بر مبنای آمار استان به استان اعلام شده وزارت کشور در دو انتخابات اخیر ریاست جمهوری و آمار رسمی مرکز آمار ایران در سال 2006 تهیه شده است.

گزارش این موسسه تحقیقاتی بریتانیا می گوید که در دو استان مازندران و یزد که از آنها به عنوان دو استان محافظه کار یاد کرده، درصد مشارکت مردم بیش از صد درصد گزارش شده است.

در سطح استانی نیز هیچ ارتباطی میان افزایش مشارکت با چرخش آرا به سوی محمود احمدی نژاد دیده نمی شود که این مساله، تصور موجود مبنی بر پیروزی آقای احمدی نژاد با حضور گسترده اکثریت خاموش محافظه کار را با چالش مواجه می کند.

طبق این گزارش، در یک سوم استان ها، نتایج رسمی اعلام شده نیازمند آن است که آقای احمدی نژاد نه تنها آرا تمام محافظه کاران دور قبل، بلکه آرا میانه روها و تمام رای دهندگان جدید را علاوه بر 44 درصد آرا رای دهندگان اصلاح طلبان را به دست آورده باشد.

این گزارش می گوید در سال 2005، به مانند سال 2001 و سال 1997 کاندیداهای محافظه کار و به خصوص محمود احمدی نژاد آشکارا در مناطق روستایی فاقد محبوبیت بود. این که نواحی روستایی همواره به محافظه کاران رای می دهند، یک توهم است. این ادعا که امسال هم آقای احمدی نژاد بیشتر آرای مناطق روستایی را از آن خود کرد، بر خلاف این داده ها است.

بی نظمی ها در میزان مشارکت آرا
در دو استان میزان مشارکت فراتر از صد درصد است و در چهار استان نیز این میزان بالای نود درصد گزارش شده است. هیچ ارتباطی میان افزایش تعداد شرکت کنندگان و چرخش آرا به سمت آقای احمدی نژاد دیده نمی شود.

در سال 2005 و در انتخابات آن دوره، شکافی میان میزان مشارکت دیده می شد. در هفت استان ایران میزان مشارکت زیر شصت درصد و در ده استان بالای هفتاد درصد بود. در سال 2009 تنها دو استان زیر زیر هفتاد درصد است و 24 استان دیگر بالای هشتاد درصد گزارش شد. با این آمار تفاوت های منطقه ای در میزان مشارکت دیگر دیده نمی شود.

طبق گزاش چتم هاوس، ارتباط چشمگیری میان افزایش مشارکت مردم در انتخابات در یک استان و چرخش آرا به سمت آقای احمدی نژاد دیده نمی شود. فقدان این ارتباط باعث می شود تا این استدلال که آرا اکثریت محافظه کاران خاموش باعث پیروزی محمود احمدی نژاد شده، با مشکل رو به رو شود.

این گزارش می گوید در مورد آمار اعلام شده نیز نگرانی هایی وجود دارد. در دو استان یزد و مازندران، نتایج اعلام شده نشان می دهد که آرا به صندوق ریخته شده در روز انتخابات، بیشتر از میزان واجدان شرایط است و در چهار استان میزان مشارکت بیش از نود درصد است.

این گزارش می افزاید در کشوری که استفاده از رای مردگان مرسوم است، استفاده از شناسنامه متوفیان برای ریختن رای بیشتر به صندوق ها به صورت گسترده در جریان است. این امر مشکل ساز است اما غیر منتظره نیست. چنین مشکلی با احمدی نژاد شروع نشده است.

رای احمدی نژاد از کجا آمد؟
گزارش چتم هاوس می گوید طبق آمار رسمی اعلام شده، آقای احمدی نژاد در این انتخابات سیزده میلیون رای بیشتر از دوره پیش به دست آورده است.

با فرض اینکه او توانسته تمامی 11.5 میلیون رای سال 2005 خود را نگه دارد، این سیزده میلیون رای اضافی از سه منبع می تواند به دست آید.

حدود 10.6 میلیون شهروندی که در سال 2005 رای ندادند اما در این انتخابات شرکت کردند.

6.2 میلیون نفری که در انتخابات دور پیش به رفسنجانی رای دادند.

10.4 میلیون نفری که در دور پیشین انتخابات به نامزدهای اصلاح طلب رای دادند.

برای اینکه این آمار اعلام شده درست باشد، آقای احمدی نژاد باید تمام رای دهندگان جدید را به خود جذب می کرد، آرای هاشمی رفسنجانی را به خود اختصاص می داد و 44 درصد آرا رای دهندگان به اصلاح طلبان در دوره پیش را از آن خود می کرد.

طبق گزارش چتم هاوس، این نکته حائز اهمیت است که در برخی از استان ها، مهدی کروبی، روحانی اصلاح طلب در سال 2005 رای بالایی به دست آورد و آمار اعلام شده دولتی حاکی از آن است که حامیان دور پیشین او این بار به او یا آنگونه که انتظار می رفت به میرحسین موسوی رای نداده اند و به آقای احمدی نژاد متمایل شده اند.

برای بسیاری از اصلاح طلبان این وضعیت غیر محتمل است. مهدی کروبی یک اصلاح طلب شناخته شده و معروف است و دیدگاههایی بر خلاف آقای احمدی نژاد در مسایل سیاسی، فرهنگی، آزادی ها، مدیرین اقتصادی و سیاست خارجی دارد.

آیا مناطق روستایی نشین از احمدی نژاد حمایت می کنند؟
اگرچه بسیاری از تحلیلگران بر این باورند که قبل و پس از انتخابات اخیر آقای احمدی نژاد در مناطق روستایی محبوب و پرطرفدار بوده اما آمار انتخابات سال 2005 این امر را نشان نمی دهد. بلکه آمار انتخابات دور پیش نشان می دهد که آقای احمدی نژاد رای خود را در آن سال عمدتا از مناطق شهری و حومه شهری به دست آورد.

طبق گزارش چتم هاوس، آمار نشان می دهد که بر خلاف آنچه رسانه های غربی می گویند روستانشینان، هوادار محمود احمدی نژاد نیستند. بسیاری از جمعیت روستایی ایران ترکیبی از اقلیت های قومی است. لرها، بلوچ ها، کردها و اعراب از جمله این اقوام هستند.

این قومیت های ایرانی یا معمولا به نفع نامزدهای اصلاح طلب رای داده و یا به فردی از قوم خود رای داده اند. رای آنها در انتخاب خاتمی در سال 1997 و 2001 مهم بود و در سال 2005 نیز عمدتا به مهدی کروبی و مصطفی معین رای دادند.

این گزارش می افزاید در این حال آمار سال 2009 نشاندهنده تغییر ناگهانی در این مساله است. این آمار نشان می دهد که آرا مهدی کروبی که در نواحی قومی پرطرفدار است از میان رفته و حتی در لرستان، زادگاه او آرا او از 440247 در سال 2005 به 44036 در سال 2009 رسیده است و 50.9 درصد آرا به سمت آقای احمدی نژاد چرخش یافته است و او 47.5 درصد آرا اصلاح طلبان در دور پیش را به خود اختصاص داده است.

Complete Report in English
Press Briefing: Iran's Election Turmoil Main

Press Briefing: Iran's Election Turmoil Vido خلاصه نتیجه تحقیقات دانشگاه کلمبیا.

آمار و روانشناسی؛ یک تحقیق علمی در بررسی «تقلب» در انتخابات ایران
برند ببر و الکساندر ساکو، دانشجویان مقطع دکترا در رشته علوم سیاسی دانشگاه کلمبیا در ایالات متحده نتیجه یک تحقیق ریاضی را در مورد انتخابات ایران منتشر کرده‌اند. این تحقیق که در بسیاری از رسانه‌های غربی بازتاب پیدا کرد با روشی تحلیلی، نگاهی به آمار و نیز روان‌شناسی به مواردی اشاره می‌کند که می‌تواند دلیلی برای تقلب در انتخابات ریاست جمهوری ایران باشد.

این مقاله تحلیلی با اتکا بر دو روش آزموده شده، نتایج انتخابات ایران را بررسی می‌کند و احتمال خطا در آن تقریبا نیم درصد است:

از زمان اعلام پيروزی محمود احمدی نژاد در انتخابات رياست جمهوری ايران اتهام ها در مورد تقلب بزرگ در رای گيری رو به افزايش بوده است. برخلاف نظرسنجی و پيش بينی ها او در شهرهای بزرگ از جمله تهران نيز که محبوبيت چندانی ندارد به پيروزی رسيد. حتی در تبريز و آذربايجان شرقی نيز که استان زادگاه ميرحسين موسوی است رای بالاتری به دست آورد.

از موارد ديگرسوءظن به آرای ناچيز مهدی کروبی در زادگاه اش استان لرستان اشاره می شود. رای نامزد محافظه کاران در انتخابات سال ۲۰۰۵ در اين استان بسيار اندک بود ولی اين بار آقای احمدی نژاد حدود ۷۱ در صد آرا را در اين استان به دست آورده است. نکته مشکوک ديگر اين است که باوجود ترکيب متنوع آرا در استان های مختلف اين بار درصد رای محمود احمدی نژاد در تمام استان ها يکسان است.

تمام اين موارد به وقوع يک تقلب بزرگ و سازمان‌يافته اشاره دارند و بسياری از صاحبنظران احتمال می دهند که نتايج آرا به شکل پنهانی توسط وزارت کشور دستکاری شده است. البته علاوه بر شواهد مطرح شده ما می توانيم بر اساس جمع‌بندی و تحليل سيستماتيک از ارقام وجود تقلب را ثابت کنيم.

محور اول در اين سيستم تحليل ارقام مربوط به نتيجه اعلام شده در رای گيری است، شامل تعداد آرا هر نامزد در هر استان و به خصوص دو رقم آخر در هريک از اين اعداد است. به عنوان مثال اگر آقای کروبی در استان اصفهان ۱۴۵۷۹ رای به دست آورده ما در اين بررسی عددی فقط روی دو رقم آخر که ۷ و ۹ است تمرکز می کنيم.

اين ممکن است کمی عجيب به نظر آيد چون معمولا دو رقم آخر در يک عدد چندين ده هزاری اهميت چندانی ندارد. اما نکته مهم اين است که در يک رای گيری قاعدتا شمار آرا هر حوزه و يا استان می بايست به ارقام متفاوتی ختم شود، مثلا ۱ يا ۲ ، ۳ ، يا هر عدد محتمل ديگر. به اين ترتيب اگر در يک انتخابات شمار آرا اکثر حوزه ها و استان ها به عدد ۵ ختم شود شک زيادی را در مورد تقلب بر می انگيزد.

اما چرا رقم های تقلبی يا ساختگی هميشه متفاوت و عجيب هستند؟ دليل آن اين است که انسانها در جعل ارقام ناشيانه رفتار می کنند. در تحقيقات روانشناسی رفتاری ثابت شده که هر گاه از کسی بخواهيم که ارقامی را به طور نامنظم خلق کند هميشه از برخی اعداد بيشتر از اعداد ديگراستفاده خواهد کرد.

با استفاده از اين سيستم چه نتيجه ای می توان از آرا در انتخابات ايران گرفت؟


در آمار رسمی که وزارت کشور ايران منتشر کرده است ميزان رای هريک ازچهار نامزد در ۲۹ استان اعلام شده که در مجموع می شود ۱۱۶ عدد. اين ۱۱۶ عدد بسيار مشکوک به نظر می آيند. در بسياری از موارد رقم آخر اين اعداد ۷ است در حالی‌که تعداد بسيار کمی عدد ۵ در رقم آخر ديده می شود. قاعدتا هر يک از اعداد ۰ تا ۹ بايد در رقم پايانی حدود ده درصد از شمار آرا پديدار شوند. در حاليکه آمار رسمی نشان می دهد که عدد ۷ رقم آخر ۱۷ درصد از اين ارقام است در حاليکه عدد ۵ فقط در ۴ درصد از آمارها رقم آخراست. احتمال بروز يک چنين تفاوتی در ميزان پديداری اعداد در رقم آخر ارقام در انتخاباتی سالم بسيار ناچيز است.

به عنوان مثال در انتخابات رياست جمهوری آمريکا با نگاهی به آرا باراک اوباما و جان مک کين از هر ايالت می توان ديد که تکرار هر عدد در رقم آخر ميزان آرا هر ايالت حداکثر ۱۴ درصد و حداقل ۶ درصد بوده است. قاعدتا در ۷۰ درصد از انتخابات سالم اعداد مربوط به شمارش آرا بايد در يک چنين چارچوبی باشد.

اما اين تمام ماجرا نيست. روانشناسان دريافته اند که انسان ها در خلق ارقامی که حاصل کنار هم گذاشتن دو عدد متناوب نباشد، مثل ۶۴ و يا ۱۷ بسيار ضعيف‌اند و بيشتر اعدادی را تکرار می کنند که دو رقم آن اعداد متناوب هستند مثل ۲۳ و يا ۶۷. برای سنجش اين موضوع ما دو رقم آخر اعدادی را که به عنوان شمارش آراء در هر استان اعلام شده است را بررسی کرده ايم. در حالت عادی که تقلبی نشده باشد و ارقام خود بخود شکل می گيرند قاعتا ۷۰ درصد از دو رقم آخر بايد حاصل کنار هم قرار گرفتن اعداد نامتناوب باشند.

اما در ارقام اعلام شده از سوی وزارت کشور چنين چيزی نيست و فقط ۶۲ درصد از دو رقم آخر اعداد نامتناوب هستند. اين ممکن است با ميزان طبيعی که ۷۰ درصد است فاصله چندانی نداشته باشد اما بايد توجه کرد که يک چنين نتيجه ای فقط در ۴ و ۲ دهم در صد از رای گيری های سالم امکان پذير است.

در آزمون اول ما که به تنوع رقم آخرين اعداد مربوط می شد آرای محسن رضايی از سايرين عجيب تر به نظر می آيد و در آزمون دوم که به فقدان اعداد نا متناوب در دو رقم آخر آمار مربوط می شود، آرای محمود احمدی نژاد ازهمه غير عادی تر به نظر می رسد.

هريک از اين دو آزمون به طور جداگانه شواهدی ارائه می دهند حاکی از اينکه احتمالا آمار منتشر شده توسط وزارت کشور ايران ساختگی و يا دستکاری شده اند. ولی در نظر گرفتن نتايج هر دو سنجش تقريبا شکی باقی نمی گذارد. اين احتمال که در يک انتخابات سالم رقم آخر آمار تا اين حد تکرای باشد و همزمان دو رقم آخر آمارها فاقد ميزان معقولی از اعداد نامتناوب باشد تقريبا نيم درصد است. به عبارت ديگر احتمال سلامت رای گيری و درست بودن آمار تقريبا يک در دويست است. The Devil Is in the Digits Columbia University
The Devil Is in the Digits Columbia University WashingtonPost


--------------------------------------------------------------------------------

ariuo   ||  4:26 AM 


Monday، June 22، 2009

ندای اعتراض ایرانیان

«ندا» در خارج از ایران و در ایران، بعنوان سمبل ندای اعتراض ایرانیان و ندای آزادی خواهی ایرانیان و سمبل صدای اعتراض دمکراسی خواهان در این اعتراضات شناخته می‌شود.



بخواب اي خواهر نازم ندايم-- كه روح پاك تو گردد صدايم---- ندا دادي تو ما را با صداقت-- قسم بر آن نگاه بي گناهت ---- كه رايت را بگيريم از سياهي-- كه همره ما نگرديم با تباهي---- كه همواره به ظالم ما بتازيم-- كه دائم جاودان راهت بسازيم---- بخواب اي خواهرم آرام آرام-- بخواب اي نو شكفته اي دلارام---- شهيد راه پاكي ها تو بودي -- مبارز با تباهي ها تو بودي---- تو كه هرگز نبودي خاك و خاشاك-- چرا افتاده اي اينگونه در خاك؟---- ندايم اي نداي سرزمينم-- صداي جاودان اين زمينم ---- صداي تو شود داد دليران-- نداي تو شود فرياد ايران




ariuo   ||  1:58 AM 



همراه با مردم ایران، بیش از همیشه

نویسنده برنارد هانری لوی
۲۹ خرداد ۱۳۸۸
برنارد هانری لوی (اندیشمند فرانسوی)
برگردان از، سوسن دادرس
تقلب همه جانبه، یا نوعی کودتا ؟
چگونه می توان انتخابات مشکوکی را پذیرفت، که نتیجه آن پیش از بسته شدن حوزه های رای گیری، از سوی خبرگزاری ها، وروزنامه های وابسته به سازمان های امنیتی رژیم، و طرفدارانش، اعلام می شود.بررسی در باره نتیجه این انتخابات، با توجه به نبودن ناظران بین المللی ، وبا نگرش به فضای ترور حاکم بر جریان رای گیری ها، در حالیکه از حضور نمایندگان رقبای احمدی نژاد، در حوزه های رای گیری جلوگیری شده بود. بسیار دشوار به نظر می رسد. ولی سه چیز را می توان پذیرفت.
نخست، این انتخابات به هیچ روی در راستای دموکراسی نمی باشد.
میرحسین موسوی، رقیب اصلی احمدی نژاد، خود فرزند انقلاب و سیستم حاکم بر کشور است. نظر او در باره دستیابی ایران به انرژی هسته ای، تفاوت چندانی با دیگر سردمداران رژیم ندارد.
او در باره گفته های احمدی نژاد، و نفی هلوکاست، گفت« حتی اگر هلوکاست، در آلمان اتفاق افتاده باشد،(منظور او از، «حتی اگر»، نوعی تردید در باره بوقوع پیوستن این رخداد می باشد!) ، چه ارتباطی با مردم سرکوب شده فلسطین، وقربانیان نسل کشی در غزه دارد»
گورباچف، از نوع ایرانی آن، متاًسفانه نقشی در حکومت ندارد، مردی که شهامت آنرا داشته باشد، پرستوریکای، ناشناخته ای را، که در حکومت اسلامی در حال حاضرانجام شدنی نیست، براه اندازد.
به عقیده ناظران سیاسی، در راهکارهایی که از سوی میر حسین موسوی ، نخست وزیر خمینی، ویا مدیر با قدرت روزنامه، همتای پراودای روسی در ایران، (حسن شریعتمداری و روزنامه کیهان .مترجم) ارائه می شود، نوعی ساده لوحی مسئولین دوران پر شکوه اتحاد شوروی دیده می شود.
جنگ نامرئی جناح های درون رژیمی، که تصورمی شد ، کنترل کامل اوضاع را در دست دارد، و می تواند مردم را، به بازی های خود سرگرم نماید، آشکار شده است.
دوم آنکه، بخشی از مردم ، که بی شک در اکثریت هستند، خواستار دگرگونی اوضاع می باشند،همان اکثریت رای دهندگان خشمگینی، که از یکشنبه تاکنون در برابر نیرو های شبه نظامی رژیم ایستادگی می کنند.
زنان در تهران وهمچنین دراصفهان، زاهدان و شیراز، خواستار برابری حقوق می باشند.جوانان پیوسته دراینترنت حضور دارند، آنان فیس بوک، دیلی موسیون، یا تارنمای (ایران دوستت دارم) را، صحنه یک جنگ پارتیزانی سهمگین کرده اند.رانندگان تاکسی خواهان آزادی بیان هستند. روشنفکران، .. بیکاران.. بازاریان، از رژیمی که هستی آنان را به باد داده، رویگردان شده اند،و پرتاب سنگ بسوی متقلبین آغاز شده است.
وبلاگ نویسان و طنز نویسان، با ساختن و فرستادن اس ام اس های ناشناس و خنده دار، باعث سرگرمی تظاهر کنندگان می شوند، آنها می پرسند؛ چرا احمدی نژاد، وسط سرش فرق باز می کند؟ و پاسخ چنین است؛ برای جدا کردن شپش های نر و ماده.
اینها کسانی هستند، که بدون خواب و خیال واهی، بنفع موسوی رای داده اند، چون چاره دیگری نداشته اند، و به روش لهستانی ها، و حزب سولیدار نوش، رفتار می کنند، که در سال های آخر کمونیزم با بردباری و مبارزه محدود و کنترل شده ، در انتظار سقوط خود بخود رژیم بودند.
سوم، و در پایان، باید پذیرفت، که سرچشمه آغاز این جنبش ، بیش از همیشه، به دموکراسی باز می گردد.
دو چیز در واقع، فراروی طرفداران سیاست واقع بینانه می باشد، یکی آنکه ، «ما ناچاریم نتیجه انتخابات را بپذیریم » و به گفته معروف وزیر خارجه فرانسه در سال 1981، درزمان کودتای رژیم لهستان، بر علیه سولیدارنوش، اشاره کنیم، که گفت « و هیچ کاری انجام نخواهیم داد»
یا اینکه ، از همه ابزاری که در اختیار داریم، در برابر کشوری که از نظر سیاسی در انزوا قرار دارد، استفاده کنیم. کشوری که همه همسایگانش، کم وبیش، بگونه غیر رسمی خواستار سقوط رژیم آن می باشند.
ما در برابر اقتصاد بیمار و ناتوان کشوری قرار داریم، که حتی قادر به پالایش نفت خود نیست، ومشکلات بیشمار دیگری که دیده نمی شوند ،جای خود دارند.
بنابراین ما بایستی به مهار، دو فاجعه قابل پیش بینی بپردازیم؛ ازیکسوجلوگیری ازفشار،سرکوب وکشتار مردم.
از سوی دیگرایستادن در برابر یک حکومت جهاد طلب، که می تواند به سلاح اتمی دست یابد، حکومتی که هرگز پنهان نکرده است، که این سلاح را در خدمت امام غایب، و ظهورش خواهد گذاشت، و این خطر دهشتناکی برای جهان می باشد.
سرانجام :
با اندیشیدن و بررسی این سه مورد، یک ضرورت روشن، دیده می شود
با تمام نیرو به یاری مردم بپا خاسته، ایران بشتابیم. همان کاری که پیش ازاین برای مردم اتحاد شوروی انجام دادیم.
در پایان ، پس از چند دهه بی تفاوتی دریافتیم ، که رژیم پوسیده و انحصار طلبان ، در برابر ضعف ما نیرومند شدند. و ما می توانستیم با همبستگی وبرنامه ریزی، به مخالفان رژیم، که خواهان پایان عمر آن بودند، و شمار و نیروی آنان، بسیار بیشتر از مخالفان دوران اتحاد شوروی می باشد، یاری رسانده و به آنان پشتگرمی بدهیم.
آیا دست دراز شده اوباما، بسوی رژیم ، می تواند تغییر مسیر داده، و بسوی جوانانی دراز شود، که مایه افتخار ملتی هستند که، پورسینا ، سعدی،غزالی و رومی و بسیاری دیگر را به جهان هدیه داده است ؟
راهکار این است.
18 ژوئن 2009

ariuo   ||  1:42 AM 



زینب بایزیدی آزاد باید گردد

صفحه اصلی

نامه سرگشاده جبهه مشارکت به صادق لاریجانی در باره ...

درگذشت آیت الله منتظری؛ پیام جمعی از مادران خاوران...

من هم اعتراف می کنم ! نوشین ما ایرانیان مردم مقلد...

آنچیزی که بیشتر زیبنده ملا جماعت است تا مردم ایران...

پیام شاهزاده رضا پهلوی به مناسبت سالگرد جنبش ۱۸ تی...

خلاصه گزارش چتم هاوس چتم هواس مؤسسه ایست پراعت...

ندای اعتراض ایرانیان «ندا» در خارج از ایران و در ...

همراه با مردم ایران، بیش از همیشه نویسنده برنارد...

نقش اینترنت در انقلاب سبز* فرامرز دادرس دربراب...

آگاهینامه انجمن جهانی زرتشتیان، در باره دهمین دور... آرشيو

March 2007

April 2007

October 2007

November 2008

January 2009

May 2009

June 2009

July 2009

August 2009

December 2009

February 2010

سایت کانون وبلاگنويسان
وبلاگ اعضای کانون وبلاگنويسان ايران
پیوند دوستان
  • شاهزاده رضا پهلوی
  • گزارشگران بدون مرز
  • انجمن جهانی زرتشتیان
  • تالار گفتگوی ایرانیان و زرتشتیان
  • جهان عاری از اسلام 1
  • تبر یز نیوز
  • آریو سراجی
  • کمیته مبارزه با سانسور
  • جنبش آذربایجان برای یکپارچگی و دمکراسی در ایران
  • با شاهزاده رضا پهلوی در دفاع از حقوق بشر در ایران همگام شویم
  • payamtv
  • جنبش نجات ایران
  • ویکی‌پدیا
  • سرباز وطن
  • کمیته دانشجوئی گزارشگران حقوق بشر
  • زنده باد آزادی
  • یار دبستانی
  • افشاء
  • با زرتشت هم کیش شوید، بزرگ بازگشت
  • درفش کاویانی
  • احمد کسروی
  • بنیاد فرهنگ ایران
  • شجاع الدین شفا
  • پارسی سخن بگوییم
  • سکولاریسم برای ایران
  • ارامنه ایران(Iran)
  • آنتی پان ترک(Iran)
  • فرمان آريا

    کمپین آزادی احمد باطبی
    فعالان حقوق بشر در ايران
    سائو شیانت
    احمد باطبی
    بابک خرمدين
    گفتار نيک، کردار نيک، پندار نيک
    مهر اندیش
     

    جهان عاری از اسلام آریو




    Blogger
    درباره وبلاگ

    به نام اهورای پاک که کورش ها را آفرید
    آرش از کوه دماوند وطن را نگریست
    و صدا زد کورش
    مام میهن تنهاست
    نکند بار دگر رنج سکندر بیند
    و هزاران کورش....
    و هزاران آرش.....
    ((ای آریایی در انتظار کدامین سوار سفید پوشی
    که تو را به سرزمین آرزوهایت برساند ؟؟
    نشسته ای ! ؟؟
    به سرزمین کورش ایمان بیاور
    اینجا بهشت ماست))
    پس با هم آغاز می کنیم .

    نگاه

    سالنامه ايرانی

      1388خورشیدی
      ۲۰۰9 مهری اشکانی
      ۲۵۶8 هخامنشی
      ۳۷۴7 بهدینی
      ۷۰31 آريايی